اصل آزادی قراردادی بهعنوان یکی از بنیادیترین ارکان حقوق قراردادها، همواره بهمثابه تجلی حاکمیت اراده اشخاص در تنظیم روابط حقوقی تلقی شده است. تحولات عمیق اقتصادی و اجتماعی معاصر، بهویژه گسترش نابرابریهای ساختاری در قدرت چانهزنی و رواج فزاینده قراردادهای الحاقی، پرسشهای بنیادینی را درباره کفایت تفسیر سنتی این اصل برانگیخته است. مقاله حاضر با اتخاذ رویکردی فلسفی ـ تحلیلی میکوشد نسبت میان اصل آزادی قراردادی در حقوق قراردادها و مفهوم خودمختاری اراده در فلسفه اخلاق ایمانوئل کانت رابررسی کند. در این راستا، ابتدا مبانی نظری اصل آزادی قراردادی و کارکردهای آن در ساختار سنتی حقوق قراردادها تبیین و سپس مفهوم خودمختاری در فلسفه اخلاق کانت، با تأکید بر پیوند آن با کرامت انسانی و اصل غایتبودن انسان، مورد تحلیل قرار میگیرد. در گام بعدی، تنش میان آزادی صوری انتخاب و استقلال عقلانی اراده بررسی و نشان داده میشود که رضایت قراردادی در شرایط نابرابری شدید اقتصادی یا اطلاعاتی لزوماً با خودمختاری کانتی سازگار نیست. مقاله استدلال میکند که بازخوانی اصل آزادی قراردادی در پرتو مفهوم خودمختاری می تواندمبنایی هنجاری برای تفسیر نوین نهادهایی چون اکراه، اضطرار، غبن و نیز توجیه محدودیتهای حقوقی بر قراردادهای ناعادلانه فراهم آورد.
کلمات کلیدی: حقوق قراردادها، آزادی اراده، خودمختاری کانتی، فلسفه کانت.