<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فلسفه معاصر</title>
    <link>https://jcp.urd.ac.ir/</link>
    <description>فلسفه معاصر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 21 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 21 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>حکم شرعی در پرتو عقل عملی در اندیشه خواجه نصیرالدین طوسی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235572.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی نسبت میان شریعت و عقل عملی در اندیشۀ خواجه نصیرالدین طوسی می‌پردازد. با روش توصیفی -تحلیلی، ابتدا ماهیت حکم شرعی و معیارهای حسن و قبح تبیین شده است و سپس نقش عقل عملی در جایگاه منبعی مستقل در ادراک اخلاقی بررسی می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد خواجه نصیر، ضمن پذیرش توانایی عقل عملی در درک کلیات اخلاقی، بر ضرورت هدایت نبوی برای تکمیل معرفت بشری و کشف احکام فراتر از دسترس عقل تأکید می‌ورزد. از این منظر، شریعت و عقل عملی دو عنصر مکمل در مسیر تحقق سعادت انسان هستند. این تحقیق درنهایت جایگاه عقل عملی را به عنوان منبعی مستقل ولی نیازمند به هدایت شرعی تحلیل می‌کند و لوازم این دیدگاه را در حوزۀ استنباط احکام شرعی می‌سنجد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطۀ علم الهی و اختیار انسان بر اساس نظریۀ نسبیت اینشتین</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235578.html</link>
      <description>رابطۀ علم خطاناپذیر الهی و اختیار انسان همواره در ادیان ابراهیمی مورد توجه بوده است. در این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی انجام گرفته است، با کمک نتایج نظریۀ نسبیت اینشتین نشان می‌دهیم که باور به حضور کل رخدادهای جهان از جمله افعال اختیاری انسان در یک لحظه حال نزد خداوند، باوری معقول و موجه است. درواقع با توجه به نسبی‌بودن گذشته، آینده و نیز هم‌زمانی ابدی - زمانمند خدا با رخدادهای جهان که از سوی استامپ و کرتزمن بر اساس قوانین نسبیت ارائه شده است، این نتیجه به دست می‌آید که مجموع زمان سپری‌شده بر جهان در یک لحظۀ حال (بدون تغییرات زمانی) نزد خدا حاضر است و ازآنجاکه علم به زمان حال هیچ ناظری با اختیار هیچ فاعلی در تعارض نیست، پس علم خطاناپذیر الهی با اختیار انسان سازگار است. با این وجود، همین اختیار از نظرگاه انسانی به دلیل درک نادرست فضا - زمان به صورت توهم جبر توسط انسان‌ها درک می‌شود. بنابراین در مقام مقایسه بین دو نظرگاه الهی و انسانی و ازآنجاکه خدا بنا بر تعریف، باور کاذب ندارد، می‌توان گفت حقیقت افعال انسانی، اختیار است که نزد خدا حاضر است و این حقیقت به دلیل درک نادرست فضا - زمان به گونۀ توهم جبر بر انسان‌ها بروز می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ظرفیت رمان در ترویج اخلاق مراقبت: ارزیابی رمان‌های جایزۀ جلال آل‌احمد</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235568.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;اخلاق مراقبت&amp;amp;raquo; نگرشی جدید به اخلاق است که به توجه به دیگری و روابط مراقبتی اولویت می‌دهد و نیز به احساسات اخلاقی مانند همدلی و دغدغه مشترک توجه می‌کند. با توجه به نیاز جامعه امروز به ترویج روابط مراقبتی، مسئولیت‌پذیری و همبستگی و ناظر بر تأثیر رمان در ترویج این ارزش‌های انسانی، شناسایی و ترویج رمان‌هایی که اخلاق مراقبت را بازنمایی می‌کنند، اهمیت می‌یابد. در نوشتار حاضر رمان‌های برگزیده جایزه جلال‌آل احمد برای بررسی انتخاب شده‌اند. در این بررسی پس از معرفی اخلاق مراقبت، شاخص‌های فرهنگی - اجتماعی اخلاق مراقبت بر اساس دیدگاه نظریه‌پردازان اخلاق مراقبت یعنی ویرجینیا هلد و دنیل انگستر استخراج شدند؛ سپس رمان‌های‌ منتخب به روش تحلیل مضمون از منظر اخلاق مراقبت خوانش و تحلیل شده‌اند. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد از نه رمان مورد بررسی، تنها یک رمان (پاییز فصل آخر سال است)، بازنمایی‌کننده اخلاق مراقبت است؛ سه رمان دیگر (دختر لوتی، این خیابان سرعت‌گیر ندارد و ر ه ش)، برخی مؤلفه‌های اخلاق مراقبت را بازنمایی می‌کنند و پنج رمان باقی‌مانده (جاده جنگ، ملکان عذاب، آه با شین، لم‌یزرع و بی‌کتابی) اخلاق مراقبت را بازنمایی نمی‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه‌های تمایز میان سلوک عرفانی و تعقل فلسفی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235664.html</link>
      <description>معمولاً برای کشف حقایق هستی از دو مسلک و روش سخن به میان می‌آید: روش عرفانی و روش فلسفی. روش فلسفی بر تعقل تکیه دارد و روش عرفانی بر شهود. معمولاً گفته می‌شود اینها دو مسیر جداگانه‌اند برای &amp;amp;laquo;شناخت&amp;amp;raquo;. &amp;amp;laquo;شناخت فلسفی&amp;amp;raquo; حصولی و مفهومی است، برخلاف شناخت عرفانی که حضوری است؛ این تقسیم از آنِ فلاسفه است و این تعبیرات نشانۀ تأثیر گفتمان فلسفی است در بحث از عرفان. این نوع نگاه ناخواسته منجر به این برداشت می‌شود که حاصل عرفان و مقصود آن شناخت است هرچند شناختی برتر؛ درحالی‌که اولاً مقصود سالک فراتر از شناخت است؛ ثانیاً حتی دربارۀ شناخت نیز باید گفت سالک درنهایت سیر عرفانی خویش در حق مستهلک می‌شود و حق بر همه وجودش احاطه می‌یابد و دیگر فاعل شناسایی‌ای نمی‌ماند تا سخن از این رود که یافته‌هایش به طریق حصولی بوده است یا حضوری. ولی انس ما با این تقسیم و &amp;amp;laquo;علم&amp;amp;raquo;شمردن هر دو ممکن است ناخواسته به این گمان بینجامد که تفاوت عارف با فیلسوف فقط در شیوۀ علم است. این تعبیر ذهن شنونده را به حوزه علم می‌برد و به آن محدود می‌کند و از گونه‌های مختلف تفاوت دور می‌دارد. سلوک عرفانی به تحولات وجودی ژرفی می‌انجامد که تنها یکی از آنها تفاوت در شیوۀ شناخت است و حتی در این مورد نیز تعبیر شناخت رسا و وافی به مقصود نیست.&#13;
در این مقاله به گونه‌های مختلف تفاوت میان عارف و فلیلسوف اشاره شده است تا تفاوت این دو رویکرد در شروع سلوک یا تعقل، غایت و مقصودِ آن و شیوه دست‌یابی به آن روشن شود و معلوم گردد تفاوت بسیار ژرف‌تر از آن میزانی است که تعبیر &amp;amp;laquo;تفاوت در نحوۀ شناخت&amp;amp;raquo; به ذهن القا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش احساس در رویکرد پدیدارشناسانۀ هوسرل به اخلاق در برابر رویکرد عقل‌گرایانۀ کانت</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235577.html</link>
      <description>رویکرد پدیدارشناسی به اخلاق یکی از رویکردهایی است که سعی در بازتولید مفاهیم نو در اندیشه اخلاقی دارد تا نقاط آسیب سایر رویکردها از جمله رویکرد عقل‌گرایی را به نوعی حل‌و‌فصل کند. رویکرد پدیدارشناسی هوسرل به اخلاق نیز به این منظور و در پی حل‌و‌فصل مناقشاتی است که نخست در باب نقش احساسات در حکم اخلاقی روی داده است؛ همچنین در پی آن دفاع از نوعی اخلاق مطلق همچون اخلاق کانتی است که از صورت‌بودگی محض قانون اخلاقی نیز برحذر باشد. هدف این مقاله، نخست ارائه شرحی پدیدارشناسانه از اخلاق هوسرل و با این وجود دفاع از مطلق‌گرایی اخلاق در برابر نسبت‌گرایی اخلاقی است. پرسش‌های مهم تحقیق بدین ترتیب است: آیا احساسات و عواطف همواره نقش پسینی دارند؟ آیا نسبتی میان آن و مطلق‌بودگی در احکام اخلاقی وجود دارد؟ آیا پذیرش این رویکرد مستلزم نسبیت‌گرایی در احکام اخلاقی نیست؟ آیا فهمی از احساسات خواه به‌مثابه ارزش و خواه به‌مثابه انگیزه اخلاقی، وجود دارد که دخیل در احکام اخلاقی باشد؟ هوسرل در دوره نخست به انتقاد از اصول پیشینی و صوری قانون اخلاقی کانت می‌پردازد و صورت‌بندی جدیدی از آن ارائه می‌دهد؛ اما در دورۀ متأخر با توجه به مفاهیمی چون نوسازی بنیادین و مفهوم عشق، پروژه پدیدارشناسی خود در اخلاق را تکمیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هستی‌شناسی بنیادین و امکان زیباشناسی هستی‌شناختی در تفسیر هایدگر از کانت</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235576.html</link>
      <description>در این مقاله به جایگاه هنر در اندیشه نخست هایدگر پرداخته می‌شود؛ امری که ظاهراً او به آن نپرداخته است. هایدگر در دوره نخست کار فکری خود درصدد فهم بنیاد متافیزیک است و محور اصلی کار او در این دوره، هستی‌شناسی بنیادین است. برای فهم رویکرد هایدگر به هنر در دوره نخست اندیشه او، ناگزیر از رجوع به تفسیر او از کانت هستیم؛ برای اینکه او در تفسیرش از کانت به خیال توجه کرده است. پرسش مقالۀ حاضر این است که آیا می‌توان بر مبنای هستی‌شناسی بنیادین در تفسیر هایدگر از کانت، امکان زیباشناسی هستی‌شناختی را دریافت؟ برای پاسخ به این پرسش، نخست به اهمیت هستی‌شناسی بنیادین در تفسیر هایدگر می‌پردازم و نشان خواهم داد که پرداختن به جایگاه هنر در اندیشه نخست هایدگر از طریق تفسیر کانت ممکن می‌شود؛ چراکه تفسیر هایدگر از کانت نیز مبتنی بر اندیشۀ محوری دوره نخست کار خود یعنی هستی‌شناسی بنیادین است. در این تفسیر، خیال استعلایی ویراست نخست نقد عقل محض مبنای کار هایدگر قرار می‌گیرد. با توجه به تفسیر وحدت‌بخش همه عناصر فلسفه کانت بر بنیاد قوه خیال استعلایی، می‌توان گفت قوه حکم نیز در قوه خیال استعلایی ریشه دارد؛ بنابراین امکان زیباشناسی هستی‌شناختی در تفکر دوره نخست هایدگر تصدیق‌پذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ابهام هستی‌شناختی در استدلال عدم‌ تقارن: نقدی نو بر آنتی‌ناتالیسم بناتار</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235579.html</link>
      <description>آنتی‌ناتالیسم همان‌گونه که در آثار کلاسیک دیوید بناتار و سپس در پژوهش‌های بعدی مطرح شده است، بر این باور است که ایجاد انسان جدید به لحاظ اخلاقی نادرست است؛ زیرا وجود همواره با رنج و ضرر همراه است. این مقاله با هدف بررسی بنیادهای هستی‌شناختی این دیدگاه، استدلال می‌کند که آنتی‌ناتالیسم با خطای مقوله‌ای مواجه است؛ چرا‌که فرض می‌کند موجود بالقوه پیش از وجود بالفعل، دارای هویت معین و مخاطره‌پذیری است. با طرح مفهوم &amp;amp;laquo;ابهام هستی‌شناختی&amp;amp;raquo; نشان داده می‌شود که سوژۀ بالقوه فاقد حیات و هویت معین است؛ در‌نتیجه نمی‌تواند موضوع آسیب یا منفعت قرار گیرد. از این رهگذر پارادوکسی پدید می‌آید که می‌توان آن را &amp;amp;laquo;پارادوکس اخلاق آینده‌نگر&amp;amp;raquo; نامید؛ وضعیتی که در آن نظام اخلاقی می‌کوشد اخلاق را بر اساس پیش‌بینی رنج‌های احتمالیِ موجوداتی بنا نهد که هنوز متحقق نشده‌اند. این وضعیت مردود است؛ زیرا به حذف ارزش ذاتی وجود می‌انجامد و هستی را صرفاً به حسابگری لذت و رنج فرو می‌کاهد. مقاله در پایان نتیجه می‌گیرد که هر نظریۀ اخلاقی مرتبط با فرزندآوری باید اصل عدم قطعیتِ هستی و ارزش ذاتیِ بودن را لحاظ کند تا از ورطۀ نیهیلیسم وجودی رهایی یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دانشگاه به‌مثابهٔ بستری برای وجود: بررسی فلسفهٔ آموزش عالی کارل یاسپرس</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235575.html</link>
      <description>این مقاله به کاوش در دیدگاه وجودی کارل یاسپرس دربارۀ ماهیت بنیادین آموزش عالی می‌پردازد. یاسپرس در تقابل با پارادایم مدرک‌گرایی غالب در دوران معاصر، بر نقش متمایز و ذاتی دانشگاه تأکید می‌کند که فراتر از صرفاً انتقال مهارت‌های شغلی است. وی با نقد رویکردی که آموزش را به یک نظام مبتنی بر کارایی تقلیل می‌دهد، از پرورش حیات فکری و آگاهی وجودی با عنوان اهداف اصلی آموزش عالی دفاع می‌کند. این پژوهش از طریق تحلیلی عمیق، هدف آموزش عالی را بازنگری می‌کند و آن را از تمرکز محدود بر مدارک، به سمت بینشی جامع و وجودی سوق می‌دهد که با اصول فلسفی یاسپرس همسو است. درنهایت بینش‌های عملی برای به‌کارگیری فلسفه یاسپرس در محیط‌های دانشگاهی امروز ارائه می‌شود تا گذار به یک تجربه دانشگاهی معنادارتر و متفکرانه‌تر تسهیل گردد. روش‌شناسی این پژوهش شامل روش تحلیل مفهومی از نوع تفسیر و بسط مفهومیِ فلسفۀ آموزش عالی کارل یاسپرس است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی نقش مردم در تحقق حکومت مطلوب در فلسفۀ سیاسی فارابی و ملاصدرا</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235574.html</link>
      <description>نوشتار حاضر به تحلیل بنیادهای نظری مشارکت مردمی در ساختار سیاسی از دیدگاه فارابی و ملاصدرا، این فیلسوفان بزرگ اسلامی می‌پردازد. با وجود آنکه هر دو اندیشمند حکومت مطلوب را به‌مثابه تجلی عدالت و فضیلت پذیرفته‌اند، پرسش اصلی این است که آیا دربارۀ نوع نقش مردم در تولید نظام سیاسی مطلوب، هم‌نظر هستند یا خیر؟ تحقیق به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام گرفته است. دستاورد علمی نوشتار حاضر نشان می‌دهد که مردم در تفکر فارابی، جزئی از نظام مدینۀ فاضله‌اند و مشارکت آنان در سایۀ هدایت عقل و رهبری فرزانگان حاکم معنا می‌یابد؛ در‌حالی‌‌که ملاصدرا با تأکید بر حرکت جوهری انسان، نقش مردم را پویا‌ و ذاتی‌تر در تأسیس حکومت لایق می‌بیند و مشروعیت را افزون بر مبنای الهی، منوط به پذیرش اجتماعی می‌داند. نتیجه پژوهش آن است که فارابی به نظم عقلانی و نخبه‌گرا و ملاصدرا به پیوند معنوی و اجتماعی مردم با حکومت تأکید دارند. بنابراین در تلفیق دیدگاه این دو فرهیخته، می‌توان الگویی جامع‌تر برای حکومت قابل قبول اسلامی مبتنی بر عقل، عدالت و رضایت مردمی ارائه داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نسبت &amp;laquo;عالم مثال و قوه خیال&amp;raquo; در تحقق امر هنری از نگاه سهروردی (با نظر به رساله غربت غربیه)</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235569.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی پیوند میان عالم مثال و قوه خیال در شکل‌گیری آثار هنری از منظر سهروردی، با تمرکز بر رسالۀ &amp;amp;laquo;غربت غربیه&amp;amp;raquo; می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش این است که چگونه قوه خیال، در جایگاه واسطه‌ای میان عالم مثال و عالم ماده، زمینه خلق آثار هنری را فراهم می‌آورد؟ روش تحقیق مبتنی بر تحلیل محتوای منابع کتابخانه‌ای است. یافته‌ها نشان می‌دهد هنرمند با اتکا به قوه خیال، می‌تواند تصاویر و حقایق عالم مثال را در قالب‌های محسوس به جهان ماده منتقل کند. در رسالۀ &amp;amp;laquo;غربت غربیه&amp;amp;raquo; این فرایند از طریق نمادها و تمثیلات ادبی به تصویر کشیده شده است که هرکدام حامل آموزه‌های معرفتی و فلسفی عمیقی هستند. این نوشتار ضمن بررسی این نمادها، نقش محوری عالم مثال را در خاستگاه هنر اصیل برجسته می‌سازد. سهروردی هنر را صرفاً محصول تخیل نمی‌داند، بلکه آن را بازتابی از حقایق معنوی برمی‌شمارد که در قوۀ خیال هنرمند منعکس می‌شوند. این رویکرد، هنر را از سطح زیبایی‌شناسی صرف فراتر می‌برد و آن را ابزاری برای شناخت و تجلی حکمت معرفی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تطبیقی اخباری یا انشائی‌بودن گزاره‌های اخلاقی از منظر آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی و آیت‌الله عبدالله جوادی آملی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235571.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تطبیقی ماهیت گزاره‌های اخلاقی از حیث اخباری یا انشائی‌بودن به ‌عنوان یکی از مسائل کلیدی فرااخلاق، در اندیشۀ آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله مصباح یزدی می‌پردازد. هدف این پژوهش، دست‌یابی به پاسخ این پرسش اساسی است که چگونه هر دو اندیشمند با وجود افتراق در ماهیت گزاره‌های اخلاقی، برای تثبیت یک نظام اخلاقی واقع‌گرا تلاش می‌کنند؟ این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است که ابتدا به توصیف مستقل هر نظریه و سپس به تحلیل تطبیقی آنها در محورهای هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و رابطه &amp;amp;laquo;هست&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;باید&amp;amp;raquo; می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد آیت‌الله مصباح یزدی با رویکردی واقع‌گرایانه، گزاره‌های اخلاقی را اخباری و نشان‌دهندۀ رابطۀ نفس‌الأمری میان فعل و کمال نهایی می‌داند و &amp;amp;laquo;باید&amp;amp;raquo; را به &amp;amp;laquo;ضرورت بالقیاس&amp;amp;raquo; تحویل می‌برد؛ درحالی‌که آیت‌الله جوادی آملی این گزاره‌ها را انشائی و محصول اعتبار عقل عملی می‌شمارد، اما با ابتنای این اعتبارات بر حقایق تکوینی و فطرت ثابت انسانی از نسبی‌گرایی اجتناب می‌ورزد. درنهایت دیدگاه آیت‌الله مصباح راهی منسجم برای اثبات واقع‌گرایی فراهم می‌کند؛ درحالی‌که دیدگاه آیت‌الله جوادی ضمن حفظ تمایز &amp;amp;laquo;هست&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;باید&amp;amp;raquo;، تبیینی دقیق‌تر از ماهیت انگیزشی و عملی اخلاق ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رنج و لذت در ساحت ایمان از منظر سورن کی‌یرکگارد و آیت‌الله جوادی آملی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_243063.html</link>
      <description>رنج و لذت از بنیادی‌ترین مقولات تجربه انسانی‌اند که در ساحت دین به‌ویژه ایمان، واجد معنا و کارکردی ژرف‌تر می‌شوند. ایمان به‌مثابۀ شیوه‌ای خاص از زیست انسانی، نقشی تعیین‌کننده در چگونگی تفسیر رنج‌ها و نیز امکان تجربه لذت و طمأنینه معنوی ایفا می‌کند. با این‌ حال، تلقی از ایمان در سنت‌های فلسفی و دینی یکسان نیست و همین تفاوت، به قرائت‌های متمایز و گاه متعارض از نسبت ایمان با رنج و لذت انجامیده است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی - تطبیقی، به بررسی جایگاه رنج و لذت در ساحت ایمان از منظر سورن کی‌یرکگارد و آیت‌الله جوادی آملی، می‌پردازد. تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که ایمان در اندیشۀ کی‌یرکگارد به‌مثابه تصمیمی وجودی، شخصی و مخاطره‌آمیز، در بستر اضطراب، عدم ‌قطعیت و &amp;amp;laquo;ترس و لرز&amp;amp;raquo; تحقق می‌یابد و رنج، نقشی ذاتی در اصالت تجربه ایمانی ایفا می‌کند؛ به ‌گونه‌ای که لذت ایمانی نیز در افقی پارادوکسیکال و ناپایدار معنا می‌شود. در مقابل، جوادی آملی ایمان را امری مبتنی بر هماهنگی عقل، فطرت و وحی می‌داند که در فرایندی عقلانی - معرفتی به قرب الهی و لذت معنوی پایدار می‌انجامد و رنج را نه شرط ذاتی ایمان، بلکه عاملی تربیتی و مرحله‌ای در مسیر کمال انسانی تفسیر می‌کند. بر اساس این تحلیل، تفاوت در تبیین رنج و لذت در این دو رویکرد، ریشه در اختلاف مبانی انسان‌شناختی، معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی آنها دارد و مقایسه آنها امکان فهم دقیق‌تری از تنوع الگوهای ایمان‌ورزی در سنت‌های دینی فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی تطبیقی مفهوم عدالت در فقه و فلسفه اسلامی و غربی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_235570.html</link>
      <description>عدالت، مفهومی محوری در اندیشه اسلامی و شیعی است که در عرصه‌های تکوین و تشریع نقش بنیادین در سامان‌دهی نظام اجتماعی و سیاسی دارد. این پژوهش با هدف بازخوانی تطبیقی جایگاه عدالت در فقه سیاسی شیعه، فلسفه اسلامی و سنت فلسفی غرب انجام شده است. مسئله تحقیق این است که عدالت چگونه در فقه سیاسی شیعه به مشروعیت‌بخشی به قدرت و تضمین کرامت انسانی کمک می‌کند و در مقایسه با سنت فلسفی غرب چه تفاوت‌ها و اشتراکاتی دارد. پرسش‌های اصلی پژوهش عبارتند از: کارکردهای معرفتی و عملی عدالت در فقه سیاسی شیعه چیست؟ تفاوت‌ها و شباهت‌های مفهوم عدالت در حکمت متعالیه و فلسفه غرب چه هستند؟
روش تحقیق این مقاله تحلیلی-تطبیقی است. یافته‌ها نشان می‌دهد در فقه سیاسی شیعه، عدالت به‌عنوان شاخص راهبردی مشروعیت قدرت و ابزار پیشگیری از ظلم و استبداد عمل می‌کند. در حکمت متعالیه، عدالت با پیوند عقل نظری و عملی، هماهنگی میان مراتب وجود و ساختار جامعه تلقی می‌شود. در فلسفه غرب، عدالت از هماهنگی قوای نفس افلاطون تا ابعاد حقوقی، توزیعی و رویه‌ای مدرن تحول یافته است. مقایسه تطبیقی این سه سنت، امکان فهم چندبعدی عدالت در بسترهای دینی، فلسفی و حقوقی را فراهم می‌آورد و افق‌های نوینی برای مطالعات بینارشته‌ای در این حوزه می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تلقی ابن سینا از عروض وجود بر ماهیت بر تصویر او از برهان سینوی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_243428.html</link>
      <description>چکیده: 
     مسأله عروض‌وجودبرماهیت مبنای الهیات‌سینوی است. در این مقاله تاثیرتلقی‌ابن‌سینا از این مساله، بر تصویرشیخ، از برهان‌سینوی مورد توجه است. روش‌تحقیق ما تحلیلی‌توصیفی و هدف این‌مقاله آن است که نشان دهد چگونه تلقی‌ابن‌سینا از این مساله‌ در مقدمات‌برهان سینوی نظیر تقسیم‌موجودات به واجب‌وممکن و نیز مسأ له‌ی‌علیت و سایرمقدمات برهان، گاه به نحومستقیم و گاه غیرمستقیم تأثیرگذار بوده است. نوآوری تحقیق در این است که نشان می‌دهد مساله‌عروض وجود بر ماهیت در نگاه شیخ بر همه‌ی مقدمات برهان سینوی تاثیر گذارده و نه صرفا بر بعضی از مقدمات؛ همچنین در این‌مقال، خوانشی‌جدید نسبت به مساله‌ی عروض‌وجودبرماهیت ارائه شده است؛ بر خلاف نظرمتداول، در مساله‌ی‌مذکور‌ در اندیشه‌ی شیخ،  شواهدی دال بر این نکته وجود دارد که شیخ در اینجا توجه به متن واقعیت هستی نموده است. سوم اینکه یکی از مهمتری مواردی که برهان سینوی را ازسایر براهین کلامی متمایز نموده همین مساله‌ عروض وجود بر ماهیت است.  
دراین مقاله نشان خواهیم داد که به تبع تاثیرتلقی شیخ از عروض وجود بر ماهیت، بر مقدمات برهان‌سینوی، از حقیقت‌وجود بر حق استدلال شده و نه صرفا مفهوم‌وجود. استحاله‌ی دور و تسلسل و مفهوم امکان نیز جای خود را به امکان وجودی داده‌اند؛ بنابراین، شایسته‌ی نام صدیقین و برهانی شبه‌لم می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی دیدگاه های مایکل روس و آلوین پلنتینگا درباره طبیعت‌گرایی روش‌شناختی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_243429.html</link>
      <description>براساس طبیعت‌گرایی روش‌شناختی، دانشمندان برای انجام فعالیت علمی تنها از روش علمی(تجربی) استفاده می‌کنند. به تعبیری طبیعت‌گرایی روش‌شناختی به معنای کنارگذاشتن باورهای پیشینی الهیاتی و متافیزیکی در اجرای فرایند علم به منظور حفظ بی‌طرفی است. مدافعین آن را یکی از الزامات روش‌شناختی علم می‌دانند. اما سوال این است که آیا التزام به این آموزه علم را از کفایت لازم برای تبیین همه امور برخوردار می‌کند و علم را به چالش مواجه نمی‌کند؟ این مطالعه اسنادی-تحلیلی به مقایسه دیدگاه‌های آلوین پلنتینگا و مایکل روس می‌پردازد. هر دو فیلسوف طبیعت‌گرایی روش‌شناختی را به چالش می‌کشند اما از زوایای مختلف. روس معتقد است طبیعت‌گرایی روش‌شناختی در تبیین مفاهیم بنیادینی مانند هستی، اخلاق، غایت و آگاهی ناتوان است. ازاین‌رو، وی موضع ندانم‌گرایی اتخاذ می‌کند و استنتاج طبیعت‌گرایی هستی‌شناختی از طبیعت‌گرایی روش‌شناختی را ناموجه می‌خواند. درمقابل، پلنتینگا طبیعت‌گرایی روش‌شناختی را اساساً ناقص می‌داند و ادعا می‌کند که علم خنثی نیست و درنتیجه از علم آگوستینی دفاع می‌کند. نویسندگان مقاله حاضر هر دو دیدگاه را دارای مشکل می‌دانند و به موضوعاتی مانند توقف معرفتی، محدودیت‌های روش‌شناختی، نسبی‌گرایی و عدم جامعیت اشاره می‌کنند. رویکرد طبیعت‌گرایانه خود با مشکلاتی مانند تقلیل‌گرایی و نادیده گرفتن بستر فهم مواجه است؛ به همین جهت نویسندگان رویکرد تلفیقی را پیشنهاد می‌نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرفیت‌سنجی برهان امکان فقری در پاسخگویی به اشکالات هیوم، کانت و راسل بر برهان امکان ماهوی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_243430.html</link>
      <description>این مقاله با روش توصیفی-‌تحلیلی و مبتنی بر داده‌های کتابخانه‌ای به ظرفیت‌سنجی برهان امکان فقری، به مثابه نسخه ارتقایافته برهان امکان ماهوی در حکمت متعالیه، برای پاسخ به اشکالات هیوم، کانت و راسل بر برهان امکان ماهوی می‌پردازد. به این منظور، ابتدا تقریر امکان فقری تبیین می‌شود و سپس پنج اشکال محوری غربی بر این برهان بررسی می‌گردد: نخست اشکال معرفت‌شناختی بر وچودشناسی فلسفی؛ دوم نقض قاعده علیت؛ سوم تناقض مفهومی واجب‌الوجود؛ چهارم ابتناء برهان بر وجود محمولی؛ و پنجم مغالطه ترکیب در تعمیم نادرست ویژگی اجزا به کل جهان توسط راسل. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد برهان امکان فقری به دلیل تکیه بر فقر عینی به جای امکان ذهنی، بی‌نیازی از استدلال علّی و تسلسل، استفاده از مفهوم غنی‌الذات به جای واجب‌الوجود و تحلیل وجودی ریشه‌ای هر موجود فقیر بدون انتقال مکانیکی ویژگی اجزا به کل، ظرفیت بالاتری در دفع نقدهای غربیان دارد؛ در نتیجه، این برهان ضمن حفظ هدف مشترک با برهان ماهوی در اثبات واجب از طریق نیازمندی موجودات با بهره‌گیری از دستاوردهای حکمت متعالیه پاسخ‌های مؤثرتری به چالش‌های مذکور ارائه می‌دهد، هرچند در نیازمندی به برخی مبانی فرابرهانی برای پاسخ‌گویی به پاره‌ای از اشکالات مبنائی، نسبت به برهان امکان ماهوی بدون مزیت تلقی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی امر قدسی در الهیات مسیحی و فلسفه اسلامی معاصر: رویکردی تطبیقی در سنت‌های تحلیلی و قاره‌ای</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_243431.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم «امر قدسی» در الهیات مسیحی و فلسفه اسلامی معاصر با تأکید بر تقاطع سنت‌های تحلیلی و قاره‌ای می‌پردازد. هدف اصلی، تحلیل خوانش‌های نوین از این مفهوم بنیادین در پاسخ به چالش‌های معرفت‌شناختی و پدیدارشناختی جهان مدرن است. روش تحقیق، تطبیقی-تحلیلی و داده‌ها از متون پایه‌ای دو سنت فکری استخراج شده‌اند. در الهیات مسیحی، آرای رودولف اتو در اثر «امر قدسی» و تقریرات متأخر الهیدانانی چون پل تیلیخ مورد واکاوی قرار می‌گیرد. درمقابل، در فلسفه اسلامی معاصر، تأملات اندیشمندانی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری در تبیین نسبت ساحت قدس با عقلانیت برهانی، کانون توجه است. نوآوری مقاله در ترکیب هدفمند دو رویکرد تحلیلی و پدیدارشناختی برای دستیابی به درکی چندبعدی است. یافته‌ها نشان می‌دهد الهیات مسیحی معاصر بر «بعد تجربی و وجودی» امر قدسی در تقابل با نیهیلیسم تأکید می‌ورزد لکن فلسفه اسلامی بر «بعد عقلانی و وجودشناختی» تجلی قداست پای می‌فشارد. بااین‌وجود، هر دو سنت به شکلی همگرا در مسیر ارائه بازخوانی‌هایی از قداست گام برمی‌دارند که هم از دام تقلیل‌گرایی علمی مصون بماند و هم با زیست‌جهان و دغدغه‌های اخلاقی انسان معاصر پیوند برقرار کند. درنتیجه گفتگوی سه‌ضلعی بینادینی، تحلیلی و قاره‌ای می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری الهیات فلسفی جهانی با رویکردی کارآمد باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خدا: از ایده استعلایی تا امر رازآمیز بررسی مقایسه‌ای مدلول «خدا» در دو کتاب «سنجش خرد ناب» و «رساله منطقی-فلسفی»</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_243432.html</link>
      <description>این جستار به مقایسه مدلول «خدا» در دو کتاب سنجش خرد ناب ایمانوئل کانت و رساله منطقی – فلسفی لودویک ویتگنشتاین می‌پردازد. از یک سو، کانت در نظام معرفتی‌اش، شناخت خدا را ناممکن می‌داند، اما خدا را به عنوان ایده استعلایی، مشخص‌کننده هدف آدمی برای رسیدن به امر مطلق می‌داند؛ از سوی دیگر، ویتگنشتاین با رابطه‌ای که بین شکل زبان و شکل جهان، سامان می‌دهد، خدا را در شمار اشیایی که در زبان می‌گنجند، قرار نمی‌‌دهد؛ بلکه خدا را بیرون از این جهان و به مثابه امری نشان‌دادنی و نه بیان کردنی می‌داند. در این مقاله با مروری اجمالی بر نظام فلسفی‌ای که هریک از دو فیلسوف در دو کتاب نام‌برده آن را سامان داده‌اند، تلقی هر یک از خدا بررسی می‌شود؛ از این رهگذر جایگاه خدا در نظام اندیشگی ترسیم شده این دو کتاب روشن می‌شود؛ پس از آن نقاط اشتراک و افتراق این دو تلقی با یکدیگر مقایسه شده و به نتایج حاصل از شباهت‌ها و تفاوت‌ها اشاره خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی اصل آزادی قراردادی در پرتو اخلاق کانتی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_243433.html</link>
      <description>چکیده
اصل آزادی قراردادی به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین ارکان حقوق قراردادها، همواره به‌مثابه تجلی حاکمیت اراده اشخاص در تنظیم روابط حقوقی تلقی شده است. تحولات عمیق اقتصادی و اجتماعی معاصر، به‌ویژه گسترش نابرابری‌های ساختاری در قدرت چانه‌زنی و رواج فزاینده قراردادهای الحاقی، پرسش‌های بنیادینی را درباره کفایت تفسیر سنتی این اصل برانگیخته است. مقاله حاضر با اتخاذ رویکردی فلسفی ـ تحلیلی می‌کوشد نسبت میان اصل آزادی قراردادی در حقوق قراردادها و مفهوم خودمختاری اراده در فلسفه اخلاق ایمانوئل کانت رابررسی کند. در این راستا، ابتدا مبانی نظری اصل آزادی قراردادی و کارکردهای آن در ساختار سنتی حقوق قراردادها تبیین و سپس مفهوم خودمختاری در فلسفه اخلاق کانت، با تأکید بر پیوند آن با کرامت انسانی و اصل غایت‌بودن انسان، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در گام بعدی، تنش میان آزادی صوری انتخاب و استقلال عقلانی اراده بررسی و نشان داده می‌شود که رضایت قراردادی در شرایط نابرابری شدید اقتصادی یا اطلاعاتی لزوماً با خودمختاری کانتی سازگار نیست. مقاله استدلال می‌کند که بازخوانی اصل آزادی قراردادی در پرتو مفهوم خودمختاری   می تواندمبنایی هنجاری برای تفسیر نوین نهادهایی چون اکراه، اضطرار، غبن و نیز توجیه محدودیت‌های حقوقی بر قراردادهای ناعادلانه فراهم آورد.
کلمات کلیدی: حقوق قراردادها، آزادی اراده، خودمختاری کانتی، فلسفه کانت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناخت تطبیقی قلب و نفس در آثار ابوحامد غزالی با دیدگاه‌های ملاصدرا</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_244371.html</link>
      <description>«نفس» یکی از پیچیده‌ترین واژگان یا مفهوم‌های فلسفی است و فیلسوفان دربارة آن بحث کرده‌اند. یافتن ابعاد و چگونگی تعریف آن یکی از مشکل‌ترین نکته‌هایی است که در خوانش فلسفه وجود دارد. در فلسفة غزالی به یک‌صورت تعریف شده و در فلسفة ملاصدرا به صورت دیگر. «قلب» نیز همین ‌گونه است. غزالی آن را به «دل» نیز تأویل کرده؛ اما ملاصدرا تعریف‌های خاصی از قلب دارد. این پژوهش یک هدف اصلی و چند هدف فرعی را دنبال می‌کند. هدف اصلی آن عبارت است از تلاش برای فهم معنا و مفهوم «نفس» و «قلب» در اندیشة غزالی و صدرالمتألهین شیرازی و هدف‌های فرعی آن به‌دنبال یافتن نوع تعریف‌های این دو مفهوم در آثار دو فیلسوف و یافتن نقاط مشترک و نقاط اختلاف نظریات آنان است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نفس، روحانی است و بدن، مکانی است نفس یا قلب بر آن فرودآمده و مدتی میهمان آنجاست. کارهایی که بدن انجام می‌دهد بر کیفیت نفس تأثیر می‌گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبار سنجی دیدگاه‌های فلاسفه مسلمان درباره حدوث و قدم نفس و انطباق آن با قرآن و روایات</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_244372.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف اعتبارسنجی دیدگاه‌های فلاسفه مسلمان درباره «حدوث و قدم نفس» و سنجش میزان انطباق آن با آیات قرآن و روایات انجام شده است. روش تحقیق، تحلیلی- توصیفی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه‌ای آثار فلاسفه اسلامی و متون تفسیری و روایی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دیدگاه قدم نفس (مانند نظریه افلاطون و قطب‌الدین شیرازی) و نیز دیدگاه حدوث روحانی (ابن‌سینا و سهروردی) با چالش‌های عقلی و ناسازگاری‌های نقلی مواجه هستند. در مقابل، نظریه «جسمانیه‌الحدوث و روحانیه‌البقاء» ملاصدرا، که بر اساس اصول حکمت متعالیه مانند حرکت جوهری و تشکیک وجود بنا شده، توانسته است با تبیین تدریجی‌بودن خلقت نفس و تفسیر تأویلی از نصوص دینیِ ظاهراً متعارض، سازگاری بهتری بین عقل و نقل ایجاد کند. نتیجه آنکه این نظریه به عنوان دیدگاهی جامع، قادر به حل تعارض‌های ظاهری و ارائه تصویری هماهنگ از پیدایش نفس در چارچوب مبانی اسلامی است.
مسئله اصلی این پژوهش، بررسی تعارض‌های ظاهری میان تبیین‌های فلسفی از یک سو، و داده‌های نقلی (آیات قرآن و روایات معصومین) از سوی دیگر در این موضوع است. این تعارض‌ها زمانی آشکار می‌شود که نظریه‌های فلسفی بر متون دینی عرضه می‌گردند و پرسش اصلی را پیش می‌کشند که آیا می‌توان میان دلایل عقلی و نقلی سازگاری برقرار کرد؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>گوهر فلسفی-عرفانی تکامل برزخی نفس: کاوشی در سلوک وحدت‌گرایانه حکمت متعالیه ملاصدرا با تکیه بر عرفان نظری ابن‌عربی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_244373.html</link>
      <description>تکامل برزخی نفس انسانی، گوهر فلسفی-عرفانی پویایی است که سلوک شهودی و اشتداد وجودی واقعی (تحول در مرتبه وجود، نه صرف تعمیق ادراکی) نفس را در مراتب تجلی الهی ممکن می‌سازد. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-برهانی، مبانی عرفان نظری ابن‌عربی (وحدت وجود، صور مثالی، برزخ به‌مثابه حائل تجلیات) را با اصول حکمت متعالیه ملاصدرا (حرکت جوهری، تشکیک وجود، تجرد مثالی) تلفیق می‌کند تا تعارض ظاهری میان نفی صریح تکامل برزخی در برخی عبارات اسفار و امکان سلوک انفعالی نفس را رفع نماید.
چالش‌های اصلی – نیاز حرکت جوهری به ظرف مادی و تناقض ظاهری عبارات صدرایی – با تمایز سلوک انفعالی (اشتداد وجودی در ظرف مثالی و اتحاد با تجلیات الهی) از سلوک اختیاری (محدود به عالم ماده و منقطع با مرگ) و تبیین برزخ به‌مثابه مرتبه برزخی نفس حل می‌گردد. مقایسه با دیدگاه ابن‌سینا، سهروردی و فلاسفه غربی جامعیت عرفان فلسفی صدرایی را نشان می‌دهد.
یافته اصلی: تکامل برزخی، تحول وجودی واقعی (اشتداد در شدت وجود) است، نه صرف تعمیق شهودی؛ این تفسیر به دلیل انسجام با اصول حرکت جوهری، تجرد مثالی و شواهد نقلی (تجسم اعمال) بر سایر قرائت‌ها ترجیح دارد. دلالت‌های معاصر آن به فلسفه وجودگرایی، الهیات تطبیقی و روان‌شناسی شهودی پیوند می‌خورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مسئله زمان در تلقی آگوستین قدیس و ناکارآمدی آن در تبیین لحظه معنایی در قصه‌های عرفانی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_244374.html</link>
      <description>مسئله زمان از بنیادی‌ترین مباحث فلسفی است که در سنت‌های مختلف فکری جایگاهی محوری دارد. آگوستین قدیس با انتقال بحث زمان از ساحت طبیعت به ساحت نفس، کوشید از تلقی کمّی و ارسطویی زمان فاصله بگیرد و آن را در نسبت با حافظه، توجه و انتظار فهم کند. بااین‌حال، پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا تلقی آگوستینی از زمان، با وجود این چرخش بنیادین، توان تبیین «لحظه معنایی» را آن‌گونه که در قصه‌های عرفانی رخ می‌نماید، داراست یا خیر. هدف مقاله حاضر تحلیل ساختار مفهومی زمان در اندیشه آگوستین و سنجش کارآمدی آن در مواجهه با منطق زمانی قصه‌های عرفانی است. چارچوب نظری پژوهش بر خوانش تحلیلی باب یازدهم اعترافات آگوستین و در مقابل، تحلیل ساختاری قصه عرفانی بر اساس آرای قاسم هاشمی‌نژاد استوار است. روش پژوهش، کیفی و تحلیلی- تفسیری بوده و از مقایسه مفهومی دو افق زمانی متمایز بهره می‌گیرد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تلقی آگوستینی از زمان، به دلیل التزام ضمنی به افق امتدادی، در تبیین لحظه‌های ظهور معنا در قصه‌های عرفانی ناکارآمد است. قصه عرفانی، با تعلیق منطق علی-زمانی و تولید لحظه‌ای کیفی از معنا، افقی متفاوت از فهم زمان را پیش می‌نهد که نیازمند بازاندیشی در مقولات کلاسیک زمان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانشی شناختی از کارکردهای معرفتیِ ساختارهای فرمال در فقرنامه‌ها: مطالعه‌ای تطبیقی در متون تعلیمیِ مانوی، کرامی و صوفیه</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_244579.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد معرفت‌شناسی شناختی به بررسی ساختارهای فرمال در فقرنامه‌ها و متون تعلیمی سه سنت مانوی، کرامی و صوفیه می‌پردازد و نشان می‌دهداستدلال می‌کند که الگوهایی چون پرسش‌وپاسخ، سازماندهی عددی، حرکت از اجمال به‌تفصیل، به‌مثابه ابزارهای شناختی عمل کرده‌اند که انتقال، تثبیت و کنترل معرفت دینی را ممکن ساخته‌اند. تحلیل تطبیقی بر اساس نظریه‌های بار شناختی، حافظه کاری، شناخت توزیع‌شده و معرفت‌شناسی قدرت آشکار می‌سازد که این ساختارها با کاهش بار شناختی، تسهیل یادسپاری، استانداردسازی آموزه‌ها و محدودسازی دامنه تأویل، هم‌زمان کارکردهای آموزشی و اجتماعی داشته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که فقرنامه‌ها نه صرفاً متونی آموزشی، بلکه نظام‌هایی معرفتی بوده‌اند که حافظه فردی و جمعی را سامان داده و اقتدار تفسیری را تثبیت کرده‌اند. شباهت‌های ساختاری میان سه سنت، پرسش‌هایی درباره منشأ این فرم‌ها برمی‌انگیزد که تنها با پژوهش‌های تاریخی و نسخه پژوهانه گسترده‌تر قابل پاسخ است. این مطالعه ضمن ارائه چارچوبی شناختی برای فهم کارکردهای فرم در متون دینی، بر ضرورت توجه به نقش فعال ساختارهای صوری در تاریخ اندیشه دینی تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علّیت در فلسفه هیوم و مکانیک کوانتومی: تحلیلی تطبیقی و پیامدهای الهیاتی</title>
      <link>https://jcp.urd.ac.ir/article_244580.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی پیوندهای معرفت‌شناختی میان نقد علّیت در فلسفه دیوید هیوم و نفی موجبیت در تعبیر کپنهاگی مکانیک کوانتومی، و تحلیل پیامدهای الهیاتی این دو رویکرد می‌پردازد. سؤال اصلی این است که آیا شباهت ساختاری میان انکار ضرورت علّی نزد هیوم و نفی موجبیت در فیزیک کوانتومی صرفاً صوری است یا مبنایی معرفت‌شناختی دارد، و آیا استفاده جریان‌های الحاد جدید از این شباهت برای نقد براهین الهیاتی موجه است. روش پژوهش، تحلیل انتقادی و تطبیقی است که با بررسی اسنادی منابع فلسفی و متون فلسفه علم، ابتدا هر رویکرد را مستقلاً تحلیل کرده، سپس شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها را مقایسه می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو رویکرد در معیار قابلیت رصد تجربی همسو هستند؛ پیوندی که از طریق پوزیتیویسم منطقی تداوم یافته است. همچنین رویکرد هیوم با تنش‌های درونی مواجه است و استدلال‌های الحاد جدید دچار خلط سطوح علّیت و تعمیم نابجای قوانین کوانتومی هستند. نتیجه آنکه این نقدها ناظر به موجبیت پیش‌بینی‌اند، نه نافی اصل علّیت متافیزیکی</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
